دو سال گذشت!
شاید سال ارامی بود.دعوایی نداشتیم مشکلی نبود!میشود گفت همه چیز خوب بود.سال دوم تصمیمات مهمی گرفته شد پیشرفت های زیادی کردیم و زندگی هر دومان جهت گرفت حالا ابتدا و انتها و هدف ها روشن شد.حالا بهتر میشد امید بست به اینکه یک سال و نیم که بگذرد رسمی و شرعی برای هم شده ایم...باهم مهاجرت خواهیم کرد و در کشوری غریب از صفر شروع میکنیم!گرچه مطمئنم همه چیز به سادگی امکان ندارد.تصمیم گرفته شد که اواسط سال بعد خانواده ها را در جریان قرار دهیم.تصمیم گرفته شد که منطقی ان ها را قانع کنیم و من واقعا نمیدانم که موفق میشویم یا نه.اما امید...به قول فریمن در شاوشنگ امید چیز خوبیست...نبایداز دستش داد...
راستی این روز ها به ان قسمت از دیالوگ فیلم بتمن هم فکر مبکنم :
چرا ما سقوط میکنیم ارباب بروس
برای ابنکه یادبگیریم چگونه بلند شویم..
26.8.96
امیدوارم 26.8.98برای همیشه رسمی و شرعی در همین مکان بنویسم که مال هم شده ایم....
ملکه:26.08.96
برچسبها: مناسبت ها
برچسب:
نویسنده: یوسف کاظمی
تاريخ: جمعه
8 دی
1396 ساعت: 19:34