اصلا نمیشه حدس زد دو ساعت دیگه هوا چطوریه یا اصلا فردا وقتی بیدار شدی خبری از بارون امشب هست یا آفتابه که کل راهرو متصل به اتاقمون رو روشن کرده...اردیبهشت نه فقط آب و هواش بلکه همه چیزش یهوییه....من الان به شدت سر درد دارم اما میخوام این نوشته رو تموم کنم و بخوابم.درست وقتی قرص سرماخوردگی روم اثر کنه ..فکر کنم سرما میخورم.امروز بعد از باشگاه رفتم با آزاده یه هدیه واسه سحر گرفتم که خوب از اب در نیومد و مجبور شدم ساعت نه شب برگردم و اون لباس رو عوض کنم.البته تو تموم راه امیر باهام بود و بودنش بهم حس آرامش و امنیت میداد...و اینکه الان سرم درد میکنه بخاطر اون پیاده روی طولانی با آزاده و پیاده روی تند و کوتاهم با امیر زیر بارون اردیبهشتی بود و بعد از اون برای شاید اولین بار یه بحث جدی بین من و امیر اتفاق افتاد... سر اینکه دوباره به چند ماه پیش برگردیم و اون گروه رو داشته باشیم اما امیر با همه ادمای اون گروه مشکل داره و من دقیقا نمیدونم این کینه برای چیه...فقط میدونم که نمیخواد باهاشون روبرو بشه و این دلخوریا باعث شد بخواد رفتن به گروه رو بیخیال شیم.منم برام قابل درک نبود چرا یکم نظر من مهم نیست....هنوزم درک نمیکنم..
فکر کنم قرص داره اثر میکنه...شب بخیر
برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,like clockwork,l,es6,lost,symbol,
نویسنده: یوسف کاظمی